سامانه دوش پرتاب میثاق-۲

یک سیستم موشکی زمین به هوای ارتفاع کم، دوش‌پرتاب و قابل حمل توسط نفر است که دارای کلاهک با قابلیت انفجار بالا و سیستم هدایتی غیر فعال حرارتی فرو سرخ است.

میثاق-۲ براساس فناوریهای چینی توسط صنایع دفاعی ارتش طراحی و ساخته شده‌است. خط تولید انبوه داخلی موشک میثاق-۲ در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۰۶ راه اندازی شده‌است.

این سیستم بطور کلی قابل مقایسه با سیستم FIM-43 ارتش ایالات متحده آمریکاست و از نسل موشک‌های سام (زمین به هوا) قابل حمل توسط نفر اتحاد جماهیر شوروی با نام ۹کا۳۲ «استرلا ۲» ( نام ناتو سام ۷ یا SA-7 Grail) به شمار میرود که این موشک از موفق‌ترین سلاح‌های صادراتی شوروی محسوب می‌شود.

مشخصات :

برد مؤثر : ۵۰۰۰ متر
حداکثر ارتفاع : ۳۵۰۰ متر
زمان واکنش : ۵ ثانیه
حداکثر سرعت : حدود ۲٫۹ ماخ
جستجوگر مادون قرمز شلیک و بعد هیچ
وزن موشک : ۱۱٫۳۲ کیلوگرم
کلاهک وزن : ۱٫۴۲ کیلوگرم
عمر (زمان) ذخیره سازی : ۸ سال

موتور سوخت جامد
برد موثر 5km
سقف پرواز 5km
سرعت ۸۸۰m/s
سامانه هدایت شلیک و بعد هیچ
سکوی پرتاب حمل توسط نفر (دوش پرتاب)

*شلیک و بعد هیچ یک روش برای هدفیابی نسل سوم موشک‌هاست که ابعد از شلیک، در هدفیابی، دیگر نیازی به رهنمود ندارند و مستقل می‌شوند.

موشک هوابه‌هوای میان‌برد پیشرفته ایم-۱۲۰ آمرام ( AIM-120 Advanced Medium-Range Air-to-Air Missile (A


موشک ایم-۱۲۰ با نام اختصاری آمرام موشکی با قابلیت شلیک در تمامی شرایط آب‌و هوایی به اهداف فراتر از میدان دید و محصولی دیگری از شرکت هواپیما سازی هيوز و ریتون است .

این موشک مافوق صوت هواپایه و در رهگیر هوایی از رادار فعال برای پیگیری هدف، و فرکانس‌های رادیویی فعال برای تشخیص هدف استفاده می‌کند و بعد از شلیک به روش‌های ناوبری مستقل خود برای درگیری با هدف متکی است. ( شلیک کن و فراموش کن )

وجود رادار، سیستم میکروکامپیوتری و واحد اطلاعات اینرسایی باعث می‌شود تا وابستگی این موشک به سیستم کنترل آتش هواپیمای شلیک‌کننده آن به حداقل برسد.

آمرام از یک موتور راکتی سوخت جامد استفاده می‌کند که آن را به سرعت ۴ ماخ رسانده و بردی فراتر از ۴۸ کیلومتر را به آن می‌بخشد.

سیستم خودکار پیچیده، سرعت بسیار بالا، و مانورپذیری فوق‌العاده باعث می‌شود تا شانس فرار از چنگ آمرام به حداقل برسد. در لحظه درگیری فیوز مجاورتی موشک ، بمب حاوی حدود بیست کیلو مواد منفجره آن را فعال می‌کند تا هدف را نابود کند.

در مسافت‌های کوتاه این موشک کاملاً به رادار خود متکی است و هواپیمای شلیک‌کننده نیازی به هدایت آن ندارد اما در مسافت‌های طولانی‌تر این موشک از هدایت اینرسیایی بهره برده و اطلاعات مربوط به تغییرات هدف را از هواپیمای شلیک‌کننده خود دریافت می‌کند.

آمرام برای نیروی هوایی و دریایی آمریکا ساخته شده و جایگزینی برای موشک‌های ایم-۷ اسپارو است. آمرام در مقایسه با اسپارو سریع‌تر، کوچک‌تر، سبک‌تر است و قابلیت بهتری برای درگیری با اهداف کم‌ارتفاع داشته و ۱۵۰ کیلوگرم وزن ، ۳٫۶۶ متر طول و تنها ۱۷۸ میلیمتر قطر دارد.

ویژگی‌های این موشک بر اساس نیازهای جنگی سال ۱۹۸۵ به بعد مشخص شده بود و نخستین شلیک این موشک در جنگ واقعی در دسامبر ۱۹۹۲ توسط یک جنگنده اف ۱۶ فایتینگ قالکون علیه یک میگ-۲۵ عراقی در جنوب عراق صورت گرفت که به سرنگونی جنگنده عراقی انجامید.

هزینه تولید هر فروند از موشک آمرام حدود ۳۳۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۲ اعلام شده است که از این رقم حدود ۶۹ درصد هزینه سیستم هدایتی، ۹ درصد سیستم کنترل ، ۹ درصد فیوز، ۶ درصد پیشرانه، ۶ درصد بدنه، و فقط ۲ درصد کلاهک جنگی آن است.

{ قطعاً با این توضیحات بر مبنای پرسش دوستان تفاوت این موشک با موشک فوق پیشرفته و از رده خارج !! هيوز ، ریتون : ایم-۵۴ فینیکس مشخص گردیده است. }

یادآوری اینکه : ایم-۵۴ فونیکس یا فینیکس ( ققنوس ) موشک هوابه‌هوای مجهز به رادار دوربردی است که تنها در جنگنده‌های اف-۱۴ تامکت نصب و استفاده می‌شد . این موشک تا حدود ۱۸۴ کیلومتر برد ، حداکثر ۵ ماخ سرعت و وزنی در حدود ۴۵۰ تا ۴۷۰ کیلوگرم و قطر ۳۸۰ میلی‌متر داشت و تنها اف-۱۴ تامکت تا ۶ تیر از این موشک غول آسا را حمل میکرد که در شرایط بهینه ۴ تیر بر یک تامکت متصل میگردید.

این موشک که مشخصاً برای شلیک به اهداف بسیار دور طراحی شده و در جنگ‌های نزدیک هوا به هوا کاربردی نداشت ، تنها موشک دور برد در تاریخ جهان بود که در رهگیری هوایی از رادار فعال برای پیگیری هدف ، و فرکانس‌های رادیویی فعال برای تشخیص آن تا برد ۱۸۴ کیلومتر بهره می برد و بعد از شلیک کاملاً به روش‌های ناوبری مستقل خود برای ردگیری و درگیری با هدف متکی بود . ( شلیک کن و کاملاً فراموش کن ! )

هیچ جنگنده ای در برد این موشک قادر به رهایی از چنگ آن نبوده و مشهور است که در هنگام انهدام هدف این امکان وجود داشت که گربۀ شکارچی در آشیانه آرمیده باشد !!!

وابستگی این پروژه به پروژه نورثروپ گرومان اف-۱۴ تامکت و وابستگی پروژه نورثروپ گرومان در حال ورشکستگی به دلیل هزینه های سرسام آور تحقیقات و ساخت ۷ فروند از این سوپر جنگندۀ مافوق تاریخ برای نیروی دریایی ایالات متحده به وام ۱.۲ میلیارد دلاری دولت وقت ایران سبب گردید تا نیروی هوایی شاهنشاهی تنها کاربر خارحی اف-۱۴ تامکت و خریدار ایم-۵۴ فونیکس در جهان باشد.

هزینه بسیار بالا و پیچیدگی های این موشک و نیز بازنشستگی تامکت ها از یکسو و بی نیازی به قدرت مخوف آن در پی فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد ، سبب گردید تا ایم-۵۴ از خدمت در نیروی دریایی ایالات متحده ، مرخص گردد.

نیروی هوایی شاهنشاهی ایران در دوران حکومت محمدرضا پهلوی ۴۲۴ موشک فینیکس در قراردادی به ارزش حدود ۱۵۰ میلیون دلار ( ۳۵۵.۰۰۰ دلار سال ۱۹۷۴ ) به آمریکا سفارش داد که ۲۷۴ فروند از آن تحویل و با وقوع انقلاب قرارداد مابقی به طور یکسویه توسط دولت انقلابی فسخ و تمامی موشک ها تا سال ۱۳۶۴ در جنگ به اتمام رسید.

پس از ۱۵ ماه حضور دلیرانه خلبانان و هراس آنگیز تامکت های بدون سلاح !! ، به ناچار موشک پدافند زمین به هوای ام‌.آی‌.ام-۲۳ هاوک طی پروژه‌ای بنام سجیل در معاونت خودکفایی نیروی هوایی ارتش به هواپیمای اف-۱۴ تامکت متصل و با رادار آن سازگار گردید و از آن در نقش موشک هوابه‌هوا استفاده میشد .

سجیل با بردی در حدود ۴۵ کیلومتر هنگامۀ نبرد  انواع جنگنده های پیشرفته عراقی را هدف قرار داده و منهدم کرده است !!

- دوربردترین شکار هوایی جهان در کتاب رکوردهای گینس توسط تامکت ایرانی و به وسیله موشک فونیکس به خلبانی امیر سرتیپ دوم خلبان " امیر اصلانی " هدف قرار دادن میراژ عراقی از فاصله 150 کیلومتری ثبت گردیده است !!!

: USN : F-18c hornet armed by 8
( AIM-120 Advanced Medium-Range Air-to-Air Missile (AMRAM

سامانه سپر دفاع ضد موشکی "رافائل : گنبد آهنین " RADS Iron Dome Missile deference system

گنبد آهنی یک سامانهٔ دفاع هوایی متحرک است که در اسرائیل طراحی و تولید شده و از اوایل سال ۲۰۱۱ به خدمت گرفته شده‌است. این سامانه که به صورت شبانه‌روزی و در هر شرایط آب‌وهوایی فعالیت می‌کند قادر است تا راکت‌ها و گلوله‌های توپ را در فاصله ۴ تا ۷۰ کیلومتر هدف قرار دهد و در حال حاضر تنها بعد از اسرائیل در سنگاپور در حال خدمت است.

گنبد آهنی برای مقابله با راکت‌های شلیک‌شده توسط شبه‌نظامیان در لبنان و فلسطین طراحی شده‌است. در کنار آن سیستم دفاع موشکی ختس (پیکان) برای تهدیدهای موشکی بالیستیک میان‌برد (مانند موشک‌های شهاب) استفاده شده‌است. چندین میلیارد دلار برای برپایی این سیستم دفاع هوایی هزینه شده‌است که آمریکاییان بیش از ۲۰۰ میلیون دلار بابت این سیستم به اسرائیل کمک مالی کرده‌اند.[۱] با این که کارایی این سیستم مورد تحسین ناظران قرار گرفته است، مقامات اسرائیلی اعلام کرده‌اند که گنبد آهنین قادر به حفاظت کامل از کشور در صورت راکت‌باران شدید و مستمر دشمن نیست و همچنین قدرت رهگیری گلوله‌های دارای برد بسیار کوتاه را (به دلیل زمان کوتاه پرواز آن‌ها) ندارد.[۲]

ادامه نوشته

موشک هدایت شونده ضد تانک بی‌جی‌ام-۷۱ تاو BGM-71 TOW Anti Tank Cruise Missile

• نوعی موشک هدایت‌شونده ( از طریق کابل ) ضد تانک است که در دهه ۱۹۶۰ در شرکت هوانوردی هیوز طراحی شده و از سال ۱۹۷۰ به خدمت ارتش آمریکا پذیرفته شد.

• تاو در کنار موشک روسی ۹کی۱۱ مالیوتکا یکی از دو موشک هدایت‌شونده پرتیراژ دنیا بوده‌است. این موشک هم قابلیت شلیک سطح به سطح و هم قابلیت شلیک هوا به سطح را دارد. موتور این موشک دومرحله‌ای و از نوع سوخت جامد است. سامانه‌های پرتاب متعددی برای این موشک طراحی شده که شامل پرتابگر‌های قابل حمل توسط پیاده‌نظام، پرتابگرهای نصب‌شونده بر روی خودروها و پرتابگرهای نصب‌شونده بر روی بالگرد می‌شود.

• موشک تاو در هیچیک از کشورهای کاربر آن از رده خارج نشده اما بهینه‌سازی‌های متعددی بر روی آن انجام شده‌است.

• برد مفید این موشک ۶۵ تا ۳٬۷۵۰ متر
• کالیبر آن ۱۵۲ میلی‌متر،
• وزن کلاهک آن ۳٫۹ کیلو در مدل‌های آ تا سی
• ۵٫۹ کیلوگرم در مدل‌های دی تا اف

• وزن کل موشک در مدل‌های مختلف بین ۱۸٫۹ کیلو تا ۲۲٫۶ کیلو

• قدرت نفوذ این موشک در زره حدود ۶۰ سانتی‌متر در مدل آ و بی
• ۷۰ تا ۸۰ سانتی‌متر در مدل سی

• حداکثر شتاب موشک تاو ۲۷۸ متر بر ثانیه
• فاصله بین شلیک تا برخورد موشک با هدف در حداکثر برد مفید موشک ۲۰ ثانیه است که به معنای میانگین سرعت حدود ۱۸۷ متری این موشک است.

• ایران از نخستین کشورهای واردکننده تاو بود و این کار را از سال ۱۹۷۱ انجام داد. تعداد موشک‌های تاو خریداری شده توسط ارتش شاهنشاهی ایران با توجه به هراس همیشگی محمدرضا پهلوی از هیولای خفتۀ زرهی کشور ناآرام همسایه اش بسیار زیاد بود و در مجموع ۴٬۷۶۰ عدد از این موشک بین سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۶ و ۱۹٬۰۶۴ عدد دیگر بین سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹ خریداری شد.

ادامه نوشته

کروز در پرواز / سامانۀ موشکی کروز

• کروز (به انگلیسی: Cruise) حالتی از پرواز هواپیما است، که در آن هواپیما در مسیر هوایی اصلی قرار دارد یا میان نقاط از پیش تعیین‌شدهٔ مسیر با سرعت و ارتفاع مناسب قرار دارد و یا اینکه دارای عدد ماخ و سطح پرواز مناسب است.

• هواپیماها کروز را در ارتفاع‌های بالا تجریه می‌کنند. زیرا در این ارتفاع‌ها سرعت واقعی هوا که در توربین به‌دست می‌آید از سرعت هوای موجود بسیار بالاتر است. در عین حال در این ارتفاع مصرف سوخت هم به علت پایین آمدن میزان نیاز به رانش بسیار پایین می‌آید.

• انتخاب ارتفاع کروز کار مشکلی است و بستگی به نوع و اندازهٔ موتور برای رسیدن به ارتفاع مناسب، سرعت واقعی هوا و میزان برد با توجه به هدف ساخت هواپیما دارد. ارتفاع کروز بهینه با عدد ماخ پرواز رابطهٔ مستقیم دارد. اگر هواپیما مدتی در حالت کروز باشد میزان رانش تا ۲۰٪ کاهش می‌یابد که علت آن هم کاهش وزن سوخت هواپما است. در این حالت که اوج-کروز معروف است، هواپیما اندکی اوج می‌گیرد.

• رسیدن به کروز در کریدورهای تعیین شده برای پرواز تجاری / مسافربری وضعیت امن و خارج شدن خدمه از حالت احتیاط و اضطرار ، بازکردن کمربند ایمنی و مناسب برای پذیرایی از مسافران محسوب میگردد.

• سامانه موشکی کروز

• سامانه کروز (به انگلیسی: Cruise missile)

• نوعی هواگرد بی‌سرنشین هدایت شونده‌است که مسیر آن تا رسیدن به هدف قابل تغییر و هدایت است. در اغلب سامانه‌های کروز از نوعی موتور جت استفاده می‌شود و به همین دلیل معمولا از اصطلاح «موشک» برای آن استفاده نمی‌شود.

ادامه نوشته

از اژدرها چه می دانیم !؟

• اَژدَر یک سلاح انفجاری پرتابی است که از دریا و در درون آب پرتاب می‌شود. اژدر پرتابه‌ای خود - پیشران است که از رو یا زیر سطح آب پرتاب می‌شود و در درون آب حرکت کرده نزدیک به هدف یا پس از برخورد با آن منفجر می‌شود.

• بر خلاف کشتیهای بزرگ، قایقها ، زیردریاییها و هواپیماها توانایی حمل توپهای بزرگ را ندارند. بنابراین سلاحی کوچکتر و کارا طراحی شد تااین جنگافزارها بتوانند بدون نیاز به حمل توپهای سنگین به کشتیهای بزرگتر آسیب رسانده و آنها را نابود کنند.

• در حقیفت اژدرها به واسطه نیرویی که خود تولید میکنند پیش میروند و اژدر انداز فقط در جرکت درآوردن و تولید نیروی اولیه نقش دارد.

• ساخت این نوع موشک به قرنها قبل بر میگردد. در سال ۱۲۷۵ یک مهندس سوریهای به نام حسن الرماه به توصیف انواع مواد قابل اشتعال و انفجار پرداخته بود،


• اژدر سبک mark-50
• سازنده: alliant techsystems, westinghouse طول:2.28 متر وزن:340 کیلوگرم قطر:324 م م سرعت:40 گره سر جنگی: تقریباً 45کیلوگرم.

• یکی از اژدرهای معروف: اژدر mark-50، اژدر سبک و پیشرفته ایالات متحده می‌باشد و علیه زیردریایی‌های سریع که در اعماق زیاد دریاها حرکت می کنند استفاده می شود. mark-50 می تواند توسط تمامی هواگردهای asw و یا تیوب‌های اژدر روی رزمناوها پرتاب شود.

• قرار بود که mark-50 به عنوان اژدری سبک و سریع جایگزین mark-46 شود.اما در نهایت mark-54 lht به عنوان جایگزین mark-46 انتخاب شد.
• انرژی شیمیایی مورد نیاز برای سیستم متحرکه این اژدر (sceps) در نتیجه اسپری گاز سولفور هگزا فلوراید موجود در یک مخزن کوچک بر روی لیتیم جامد ایجاد می شود. این عمل گرمای زیادی تولید می‌کند که برای ایجاد بخار از آب دریا استفاده می شود. بخار ایجاد شده سبب گردش دورانی اژدر و افزایش قدرت پمپ موتور آن می شود.

• اژدر مافوق صوت

• برای اولین بار روسها به این تكنولوژی دست یافتند كه اژدر ساخته شده به shkval

ادامه نوشته

موشک انداز جاولین

جاولین یک موشک ضد تانک قابل حمل توسط نفر با قابلیت " اتش کن و فراموش کن " می باشد که توسط رسته ی پیاده نظام برای دفاع در مقابل تهدید نیروهای زرهی بخدمت گرفته شد.
جاولین می رود تا جایگزین سیستم ضد تانک قدیمی تر دراگون در نیروی زمینی و تفنگداران دریایی امریکا شود. جاولن نسبت به سیستم دراگون از پیشرفت قابل ملاحظه ای بر خوردار شده است . برد این موشک 2500 متر است که تقریبا نسبت به برد نوع قدیمی تر ان یعنی دراگون دوبرابر شده است .
دیگر مزیت جاولین توانایی آن در مقابله با هلیکوپترها و مواضع جنگ های زمینی است. این موشک مجهز به تصویربرداری مادون قرمز (12r) و یک سیستم راهنمای برخورد خودکار به هدف می باشد. جاولین معمولی دارای یک حالت حمله از بالا و قدرت نفوذ قابل توجه به زره تانک می باشد همچنین دارای قابلیت حمله مستقیم به هدف های دارای پوشش بالای سر و بونکرها می باشد. نرم بودن اتش پرتاب این موشک اجازه می دهد که که بتوان ان را از درون ساختمان ها یا مواضعی با محیط های بسته رزمی شلیک کرد. اثرات نرم بودن اتش پرتاب باعث محدود شدن کشف موقعیت نفر تیرانداز توسط نیروهای مقابل شده و به حفظ جان وی کمک می کند. جاولین همچنین دارای قدرت تخریبی افزون تری از موشک های دراگون می باشد.
مجموعه سیستم این موشک انداز عبارت است از یک لوله ی پرتاب ، واحد باطری خنک کننده (battery coolant unit – bcu) وموشک . برد موشک 2000متر است . موشک قبل از پرتاب بوسیله یک انتن کانونی مادون قرمز و یک پردازشگر on- board بر روی هدف قفل شده که می تواند ضمن رهگیری خط سیر هدف، موشک را بعد از پرتاب به سمت ان هدایت کند. وزن کل سیستم موشک انداز جاولین با تمام ملحقات حدود 22/5 کیلوگرم می باشد.
دراگون در درگیری هایی نظیر جنگهای اول و دوم خلیج فارس وافغانستان با موفقیت مورد استفاده قرار گرفت . قدرت نفوذ دراگون چیزی حدود 500 میلیمتراست با این حال این اژدهای کوچک در مقابل زره تانکهای مدرنی مانند آبرامز، مرکاوا و t 92s هیچ کاری از پیش نمی برد و به همین دلیل جاولین جایگزین آن شد.

تفنگ اتمی Davy Crockett

تفنگ اتمی Davy Crockett در دو نوع XM-28 با كالیبر 120 میلیمتر و تفنگ XM-29 با كالیبر 155 میلیمتر،از جمله سلاح های هسته ای تاكتیكی بدون پس زدن(هنگام شلیک) بودند كه گلوله های هسته ای M388 غیر هدایت شونده را شلیک كرده و در جریان جنگ سرد توسط ارتش آمریكا به كار گرفته شدند.

تفنگ 120 میلیمتری XM-28 حدود 3200 متر و تفنگ 155 میلیمتری XM-29 حدود 6500 متر برد داشت كه البته این تفنگ استاندارد اصلی این سلاح محسوب می شد.هر دو سلاح از همان گلوله استفاده می كردند و قابلیت نصب بر روی پرتابگر سه پایه(ثابت) یا قابل حمل توسط نمونه هایی از خودروی جیپ را داشتند.این تجهیزات توسط سه خدمه به كار برده می شد و البته كاربردهای نظامی دیگری همچون پرتاب گلوله های معمولی و ضد تانک نیز داشت.این سلاح پس از سلاح های مشابه خود یعنی soldier،congressman و folk hero،یكی از كوچكترین سامانه های نظامی هسته ای است كه تا كنون ساخته شده است.

تفنگ Davy Crockett در اواخر دهه 50 میلادی برای استفاده در خط مقدم نبرد بر علیه نیروهای ارتش شوروی كه در قاره اروپا مستقر شده بودند طراحی گردید.دسته های كوچک جمعی گروه رزمی هسته ای كه مجهز به این سلاح شده بودند،می بایست در فاصله های كوتاه چند كیلومتری از یكدیگر مستقر می شدند تا با استفاده از قدرت این تفنگ،نیروهای دشمن را نابود یا برای 48 ساعت آن منطقه را تا رسیدن نیروهای كمكی پیمان ناتو غیرقابل استقرار سازند.

تفنگ Davy Crockett توسط ارتش آمریكا از از سال 1961 تا 1971 مورد استفاده واقع گردید.بین سال های 1956 تا 1963 تعداد 2100 گلوله M-388 تولید شد و در سال های 1962 تا 1968 در منطقه آموزشی Pohakuloa واقع در جزایر هاوایی و با شلیک گلوله های دارای اورانیوم رقیق شده صورت گرفت.هزینه گلوله ها بدون در نظر گیری كلاهک هسته ای معادل 540 میلیون دلار(در سال 1996) شده بود.بخش های غیر هسته ای این سلاح در مجتمع صنعتی Rock Island Arsenal در ایالت ایلینویز ساخته می شد.كلاهک هسته ای W54 در آزمایشگاه علمی لوس آلاموس طراحی گردید اما ساخت آن به كمیسیون انرژی هسته ای ارجاع شد.
گلوله های M-388 به نوعی كلاهک هسته ای W54 مجهز بودند كه سبكترین و كوچكترین سلاح شكافت هسته ای( انفجار از داخل) استفاده شده توسط آمریکا بود و ظرفیت انفجاری جزیی در مقیاس كیلوتن داشت كه از 0.01 كیلوتن(معادل با 10 تن TNT بعلاوه پرتو های رادیواكتیو) آغاز و 0.02 كیلوتن و یک كیلوتن را نیز در بر میگرفت.وزن كامل این گلوله 34.5 كیلوگرم،طول آن 78.7 سانتیمتر و قطور ترین قسمت آن هم حدود 28 سانتی متر قطر داشت.یک سنبه كالیبر كوچک در انتهای گلوله قرار داشت كه با اتصال به درون لوله تفنگ عمل پرتاب را انجام می داد.در نوک این سنبه یک سامانه قرار داشت تا به منظور جلوگیری از پس زدن لوله،گازهای خرج پرتابه گلوله Davy Crockett را خنثی نماید.

نخستین كلاهک هسته ای W54 شلیک شده ازDavy Crockett در هفتم جولای سال 1962 و در میدان تیر صحرای نوادا تحت عنوان Little Feller II تست گردید.سپس یک شلیک واقعی دیگر نیز در 17 جولای با برد حدود 2.7 كیلومتر با عنوان Little Feller I صورت گرفت.هر دو آزمایش موفقیت آمیز بود.این آخرین تست انفجار جوی این گلوله در میدان تیر نوادا بود.در انفجار اول،كلاهک از طریق كابلهایی در ارتفاع 91 سانتی متری سطح زمین معلق شده بود و قدرت تخریب آن نیز برابر 22 تن TNT بود.در شلیک دوم كه با نام Little Feller I و در 17 جولای صورت گرفت، یک گلوله Davy Crockett از یک تفنگ ثابت 155 میلیمتری XM-29(به دنبال یک رزمایش شبیه سازی شده به نام IVY FLATS) شلیک شد. این گلوله در ارتفاع تقریبا 7 متری سطح زمین و در فاصله تقریبی 2700 متری از محل پرتاب منفجر شد.ظرفیت این بمب معادل 18 تن TNT بود. این انفجار كه آخرین انفجار این نوع بمب در صحرای نوادا بود با حضور Robert F. Kennedy،دادستان كل كشور آمریکا و ژنرال Maxwell D. Taylor مشاور جان اف كندی،رییس جمهور آمریكا،صورت پذیرفت.نتیجه این انفجارها در 22 دسامبر سال 1997 توسط وزارت انرژی آمریكا از طبقه بندی (محرمانه) خارج گردید.

هر دو نمونه این سلاح های بدون پس زنی،در هنگام آزمایش دقت ناچیزی داشتند،به همین دلیل برای افزایش تاثیر گلوله می بایست خطر پرتوزایی آن بیشتر می شد.حتی در پایین ترین سطح،گلوله M-388 می بایست قادر به تولید بیشینه سطح پرتو مرگبار(یعنی 10.000 بار بیش از حد مجاز) در محدوده 150 متری و سطح پرتو احتمالا وخیم(600 بار بیش از حد مجاز ) در منطقه 400 متری محل انفجار بوده باشد.
جوخه های 55 و 56 و جمعی نیروی توپخانه لشکر 82 هوابرد آمریكا، آخرین یگانی بود كه به خمپاره انداز نوع M-29 موسوم به Davy Crockett مجهز شده بود.این دو یگان چترباز بودند و هر جوخه سه نفری مجهز به یک كامیون نیم تن(جیپ) بود كه تماما با چتر از آسمان قابل رها شدن بودند.این یگانها نیز در اواسط سال 1968 غیرفعال شدند.
در دهه 1960 و 70 میلادی،یک عصر كاملا جدید به همراه یک نگرش نظامی متفاوت به ارتش شاهنشاهی ایران صورت گرفت.در سال 1965 میلادی یک اتوبوس حامل نظامیان ایرانی به صورت ویژه به میدان تیر Hohenfels آمدند تا گفتگو و نظارتی را بر یک شلیک تفنگ Davy Crockett را داشته باشند و با قابلیت های هسته ای و ضد تانک این سلاح آشنا شوند.

موشک هلفایر

مقدمه

ساعت یک بامداد 17 زانویه سال 1991 هشت فروند بالگرد آپاچی از یگان هوانیروز آمریکا واقع در غرب عربستان سعودی ، رهسپار ماموریت نورماندی شدند. هدف اصلی عملیات انهدام دو ایستگاه راداری مهم عراق در فاصله 56 کیلومتری بود . گروه به دو تیم چهارتایی تقسیم شده بود و به مدت 90 ئقیقه در سکوت کامل رادیویی و ارتفاع پایین به پرواز در آمد . درست در ساعت 2:38 بامداد بالگردهای آپاچی 28 موشک هلفایر به سمت دو ایستگاه راداری شلیک کردند که به انهدام آنها منجر شد .و کریدوری (منطقه بدون پوشش رادار) به پهنای 32 کیلومتر ایجاد کرد . 4.5 ساعت بعد عملیا طوفان صحرا آغاز شد و بیش از صد فروند هواپیما شروع به حرکت بر فراز عراق کردند . این عملیت نخستین عملیاتی شناخته شد که در آن موشک هلفایر به کار رفته بود .

هلفایر سامانه موشک هوا به زمینی است که قدرت و دقت تخریب بالایی دارد و می تواند برای انهدام اهداف بزرگ و سنگین در حملات هوایی مورد استفاده قرار گیرد . این موشک می تواند از بالگردهای مختلفی چون آپاچی وسوپر کبرا و QYUH-60 شلیک شوند .

معرفی سامانه موشکی هلفایر

اگرچه سامانه موشکی هلفایر در ابتدا برای استفاده در عملیات ضد تانک طراحی شده بود . اما ادعا شد که برای اهداف دیگر نیز کاربرد موفقیت آمیزی داشته است . از جمله اهدافی چون انبار مهمات ، رادارها ، تجهیزات ارتباطی ، ساختمانها وحتی ناوهای کوچک تندرو میتواند توسط این موشک هدف قرار گیرد . این سامانه حتی میتواند نقش یک موشک هوا به هوا را در برابر بالگردهای با سرعت کم و نزدیک به سطح زمین ایفا کند .

هلفایر از ترکیب حروف اول کلمات هلی برن و آتش ورها تشکیل شده است که میتواند این برداشت را به وجود آورد که پس از شلیک ، به طور خودکار و بدون نیاز به هدایت توسط انسان به سمت هدف پرواز میکند . در صورتی که این برداشت حداقل برای نمونه اولیه این سامانه موشکی نادرست است .

نمونه اولیه موشک هلفایر دارای هدایت نیمه فعال لیزری است . این موشک برای پرتاب به یک پرتو لیزری کد گذاری شده نیاز دارد تا توسط آن روی هدف قفل کند و موشک از این طریق موقعیت هدف را تشخیص داده و به سمت آن حرکت کند . بنابر این موشک هدف را پیدا نمی کند بلکه پرتو لیزر منعکس شده از هدف را یافته و دنبال میکند .

ساختار کلی موشک هلفایر مشتمل بر 5 بخش اصلی به صورت پیشران، جستجوگر لیزری ، بخش هدایت ، بخش کنترل و سر جنگی است .
 

بخش پیشران بین بخشهای هدایت وکنترل ، در نزدیکی انتهای موشک قرار دارد . و برای تامین نیروی پیشران از سوخت جامد استفاده میکند که بسته به دمای هوای بیرون دو تا سه ثانیه می سوزد . هدف اصلی بخش پیشران تولید نیروی کافی برای جداشدن موشک از پرتابگر است تا بتواند به شتاب 10g دست یافته و تا رسیدن به هدف در بیشینه برد 8 کیلومتر نیروی رانش را فراهم کند . موشک میتواند اهداف دورتر از 8 کیلومتر را نیز تخریب کند ولی با افزایش فاصله احتمال برخورد کم می شود .

ردیاب لیزری که در دماغه موشک قرار دارد از داخل بالگرد برنامه ریزی میشود تا کد لیزری مخصوصی را دریافت کند.

از آنجایی که لیزر تابانده شده توسط علامتگذار و آنچه موشک جستجو میکند یکسان است احتمال خطای موشک در تشخیص پرتو لیزری به صفر می رسد . موشک پس از شلیک شروع به جستجو در محیط کرده و پرتو لیزر کد شده مورد نظر که از هدف منعکس می شود را می یابد . با تشخیص پرتو در نهایت روی هدف قفل میکند و پس از قفل ، ردیاب اطلاعات مورد نیاز را به بخش هدایت می رساند تا موشک به سمت هدف هدایت شود . بعد از دریافت اطلاعات از جستجوگر لیزری ، مغز موشک یا قسمت هدایت لیزری ، اطلاعات سامانه ای فرمان را برای موشک محاسبه کرده و این داده ها را به بخش کنترل

می فرستد . بخش کنترل در انتهای موشک قرار گرفته و دارای یک سامانه عملگر نیوماتیکی است که دستورات سامانه ای فرمان را به حرکت بالکهی کنترلی تبدیل میکند . این بالکها به بالهای هواپیما شباهت داشته و به موشک این امکان را میدهد که به سمت پرتو لیزری که از هدف منعکس میشود مانور دهد .

سرجنگی آخرین بخش از موشک است که در فرآیند شلیک دخالت داشته است . زمانی که موشک با هدف برخورد کند ، یک

حسگر فعال ، سیگنال الکتریکی ناشی از برخورد را به فیوزی که در عقب خرج سوخت قرار دارد فرستاده و باعث انفجار میگردد . خرج سوخت نیروی لازم جهت نفوذ و انفجار هدف را فراهم میکند .
 


نمونه های مختلف موشک هلفایر AGM-114

سامانه موشکی هلفایر که با کد AGM-114 شناسایی میشود دارای نمونه های مختلف است . نمونه AGM-114A اولین نمونه موشک هلفایر است . پس از آن AGm-114B ارائه شد که درارتفاع پایین تری نسبت به نمونه اولی پرواز میکند . این موشک دارای موتور راکت با کمترین میزان ایجاد دود نسبت به نمونه اولیه است .و در ناوگان نیروی دریایی آمریکا مورد استفاده قرار میگیرد . نمونه AGM-114 F و AGM-114C هم در خط سیر پایین با کمترین میزان دود پرواز میکنند . در نمونه AGM-114K اگر بخش لیزری موشک پس از هدفیابی درونی از کار بیفتد موشک به کمک بخش رادار تجسسی خود تا رسیدن به هدف به حرکت خود ادامه میدهد .نمونه های F و K دارای سرجنگی دو مرحله ای هستند . این خصوصیت برای بهبود بخشیدن به عملکرد سرجنگی در مقابل زره های واکنشی است . نمونه AGM-114M به جای سرجنگی خرج گود خود که کاربرد ضدزره دارد به سر جنگی ترکش زا مجهز است که دارای کاربرد تخریب اهداف نرم است .

روش های به کارگیری موشک هلفایر

به دو روش میتوان از موشک هلفایر در میدان نبرد استفاده کرد . روش خودکار و کنترل از راه دور در روش خودکار سرنشینان بالگرد هدف را شناسایی کرده و سپس موشک را شلیک میکنند و تا زمان تخریب موشک را با علامت گذار لیزری مستقر در بالگرد هدایت میکنند . در روش کنترل از راه دور بالگرد تنها موشک را شلیک میکند و علامت گذار لیزری که در جایی غیر از بالگرد پرتاب کننده موشک قرار دارد (مانند زمین و یا یک بالگرد دیگر) نقش هدایت موشک تا برخورد به هدف را بر عهده دارد . از آنجایی که در این روش ، بالگرد شلیک کننده موشک پس از شلیک نیازی به هدایت موشک ندارد می تواند از صحنه نبرد خارج شود که در نتیجه باعث افزایش حفاظت بالگرد و تیر انداز در میدان نبرد می شود .

افزون بر دوروش به کارگیری فوق ، موشک هلفایر را به دو روش میتوان روی هدف قفل نمود . روش قفل شدن روی هدف قبل از شلیک و روش قفل شدن روی هدف بعد از شلیک . در روش اول علامت گذار لیزری قبل از شلیک موشک ، هدف را با پرتو لیزر روشن میکند .. در این روش جستجوگر لیزری موشک هدف را پیدا کرده وقبل از پرتاب روی آن قفل میکند . دمزیت استفاده از این روش ، اطمینان خلبان بالگرد از قفل شدن موشک روی هدف است . همچنین در این روش امکان از دست رفتن کنترل موشک کاهش مییابد .. عیب این روش ، احتمال هوشیاری هدف و نشان دادن واکنش چون پرتناب نارنجکهای دودزا است که عامل مهمی در ایجاد اختلال در فرآیند هدایت موشک هلفایر است .
 
در روش دوم علامت گذار پس از شلیک موشک هدف را روشن میکند . دراین روش پیش از هدف یابی لیزری بالگرد موشک را به سمت مسیر هدف شلیک میکند . در نتیجه موشک در ابتدا در درون دید حرکت میکند . موشک به اندازه کمی اوج میگیرد ولی تا بعد از زمان از پیش تعیین شده برای به کار افتادن لیزر ، در ارتفاع نسبتا پایین میماند . مزیت این روش در آن است که علامت گذار در زمان مناسب هدف را با پرتو لیزر روشن میکند و بدلیل کم بودن زمان روشن بودن هدف توسط لیزر امکان نشان دادن واکنش مناسب وجود ندارد . معمولا از این روش در مواجهه با تانکهای پیشرفته امروزی که به تشخیص دهنده های تهدید لیزر مجهز هستند استفاده می شود . اگرچه روش قفل روی هدف پس از شلیک از روش قفل روی هدف پیش از شلیک پیچیده تر است .

موشک ضدزره مالیوتکا   

موشک AT-3 Sagger در کشور های غربی با نام مالیوتکا (بچه ی کوچک)  شناخته می شود . مالیوتکا یک موشک ضد تانک هدایت شونده با سیم است که درزمره ی موشک های نسل اول به شمار می آید واز سامانه ی هدایت دستی بر اساس خط دید استفاده می کند . بی تردید مالیوتکا مشهورترین موشک هدایت شونده ی ضد تانک در تاریخ شوروی سابق است . در مجموع بیش از 200 هزار فروند از این موشک تولید وبه فروش رسید . علاوه بر این کشورهای زیادی با الگو برداری از آن نونه های مشابهی را ساختند .

از ابتدای شروع به ساخت این موشک 4 هدف کلی دنبال شد:

1) قابلیت نصب بر روی خودروی زرهی ویا حمل وسط نفر

2) بالاترین برد 3000 متر

3) بیشترین قدرت نفوذ در زره تا 200 میلیمتر

4) حداکثر وزن حدود 10 کیلو گرم

موشک ضدزره مالیوتکا

تاریخچه طراحی و کاربرد

طراحی چنین موشکی بر مبنای نمونه های غربی مانند کبرای سویسی و انتک فرانسوی آغاز شد . سرانجام نمونه ی اولیه ساخته شد و پس از آزمایشهای اولیه در دسامبر 1962درسپتامبر 1963 وارد خدمت در ارتش گردید . در ابتدا موشک در یگان های ضد تانک به کار گرفته شد . به علت حد اقل برد 500 متری مالیوتکا در هر گروه یک آر پی جی زن نیز حضور داشت تا شعاع کمتر از 500 متری را پوشش دهد . همچنین موشک بر روی زره پوش ها و بالگرد های روسی نصب گردید . این موشک در جنگ ویتنام علیه نیروهای آمریکایی ودر جنگ اعراب واسراییل توسط مصر و سوریه علیه تانک های اسراییلی با موفقیت مورد استفاده قرار گرفت . همچنین در جنگ ایران و عراق تعداد زیادی از این موشک توسط عراق خریداری و علیه ایران بکار گرفته شد .

 مالیوتکا در حالت حمل تک نفره از روی جعبه ی چمدان مانند پرتاب می شود.این جعبه از فایبر گلاس ساخته شده است و یونیت کنترل موشک در آن جاداده شده است . آماده سازی موشک برای پرتاب 5 دقیقه زمان می برد که طی آن پس از خارج کردن یونیت کنترل از جعبه موشک بر روی آن سوار می شود. موشک توسط فرمان کوچکی بر روی یونیت کنترل آتش هدایت می گردد . کاربر با چشم غیر مسلح می تواند موشک را تا برد 1000 متر هدایت کند اما در برد های بالا تر از یک پریسکوپ با بزرگنمایی 8 برابر استاده می شود . دقت اصابت تا حد زیادی به مهارت کاربر بستگی دارد. بدین منظور کاربرها باید توسط یک شبیه ساز به طور مداوم تمرین کنند تا آمادگی خود را حفظ کنند .

 در طول جنگ ایران و عراق بسیار اتفاق می افتاد که این موشک به غنیمت نیروهای ایرانی در می آمد اما به دلیل فقدان تجربه ی لازم همان تعداد نیز کارایی لازم را نداشت . یکی از مشکلات این موشک زمان زیاد لازم برای رسیدن به حداکثر برد است 3000 متر است . این زمان 25 ثانیه است و به هدف این امکان را می دهد تا در پشت یک برآمدگی مخفی گردد یا به کاربر شلیک کند . سرعت موشک تقریبا 120 متر بر ثانیه است . این موشک در طول خدمت دایما مورد بهسازی قرار گرفته است . به عنوان مثال مدل 1970با قدرت نفوذ در زره 460 میلیمتری وسیستم هدایت نیمه اتوماتیک ویا مدل 1992 با سر جنگی حرارتی و قابلیت نفوذ در زره به میزان 800میلیمتر و... بود.

 AT 3هم اکنون در ارتش روسیه با AT5وAT6 جایگزین گردیده است. کشورهایی چون چین کره شمالی و تایوان نمونه های مشابه مالیوتکا را ساخته اند ولی یکی از پیشرفته ترین نمونه های آن ساخت ایران است که بسیاری از ویژگی های آن مانند قدرت انهدام کلاهک و مقاومت ان در مقابل جمینگ افزایش یافته است .

کشور های دارنده

افقانستان، الجزایر، آلبانی، آنگولا ،بوسنی، بلغارستان، چین، سوریه، عراق، ایران، مصر ،ویتنام ،لبنان، رومانی اوگاندا، زامبیا، اسلوونی، هند، لیبی و کره شمالی.

بمبهای هدایت شونده   

در جنگ جهانى دوم براى انهدام هدفى به اندازه آشیانه هواپیما لازم بود دهها بمب سبک شلیک شود. اما امروزه مى توان همین کار را با استفاده از یک بمب هدایت شونده لیزرى مانند GBU12 از یک جنگنده F-14D انجام داد.

تاکنون دو نوع بمب هوشمند وارد میدان نبرد شده اند که عبارتند از:
بمب هاى هدایت شونده IV/IR (چشمی/ تلویزیونی) و بمب هاى هدایت شونده لیزرى.

یک فروند بمب هدایت شونده GBU12 پرتاب شده از F-14D

پیشرفت و توسعه ی چشمگیرى که در زمینه ی جنگ افزارهاى هدایت شونده لیزرى صورت گرفته، باعث پیشرفت و ارتقاى دقت سلاح هاى هدایت از راه دور شده است. بمب هاى هدایت شونده لیزرى یا LGB ها (Laser Guided Bombs) از قابلیت تحرک بالایى برخوردارند و سلاح هایى هستند که به صورت سقوط آزاد فرود مى آیند و براى این منظور به هیچ گونه ارتباط الکترونیکى درونى هواپیما احتیاج ندارند.

این سلاح ها داراى یک سیستم داخلى هدایت نیمه فعال هستند که انرژى لیزر را آشکار کرده و جنگ افزار را به سمت هدفى که توسط یک منبع لیزر خارجى روشن شده رهگیرى مى کند. به طور مثال در جنگ 1991 خلیج فارس، ابتدا هواپیمایى که لیدر نام داشت اهداف مورد نظر را با لیزر شناسایى و علامت گذارى مى کرد و سپس هواپیماهاى بمب افکن F-117 و F-14D توسط بمب هاى لیزرى، اهداف علامت گذارى شده را تخریب مى کردند. این سیستم حتى مى تواند از یک منبع مستقر در روى زمین نیز فرمان بگیرد.

عملیات طوفان صحرا:  F-117 در حال پرتاب GBU12

F-14D در حال پرتاب بمب هدایت لیزری GBU24

بمب GBU۱2 در زیر بال F-16

بمب GBU24 در زیر بال F-16

مسیر پرواز LGBها به سه مرحله تقسیم مى شود: هدایت پرتاب، هدایت پرواز و هدایت نهایى. در خلال مرحله پرتاب، سلاح به مسیر غیرهدایتى که همان مسیر پرواز جنگنده مادر در لحظه آزادسازى است همچنان ادامه مى دهد و همپاى جنگنده حرکت مى کند.
در این مرحله، وضعیت پروازى جنگنده نیز حائز اهمیت است، چرا که قابلیت عملیاتى شدن جنگ افزار LGB به سرعت جنگنده در زمان هدایت نهایى بستگى دارد. بنابراین در خلال مرحله پرتاب، سرعت هوا مى تواند میزان قدرت عملیاتى شدن جنگ افزار را تحت الشعاع خود قرار دهد. همزمان با عمل هدف یابى، مرحله گذر نیز آغاز مى شود. طى این مرحله، سلاح سعى مى کند که بردار سرعت خود را با راستاى خط دید هدف میزان نماید.
حین مرحله نهایى، بمب هوشمند لیزرى تلاش مى کند که هر لحظه بردار سرعتش را موافق و همسوى خط دید قرار دهد. در لحظه اى که این تطبیق رخ مى دهد، انرژى لیزر بازتابش شده روى آشکارسازها، متمرکز مى شود و به سنسورهای آیرودینامیکى فرمان مى دهد که مسیر را تعقیب کنند تا موجب شوند سلاح به صورت یک جسم سنگین با نیروى وزنش به سمت هدف حرکت و با آن برخورد کند. نمایش دهنده هاى هدف در اصل، تابشگرهاى نیمه فعالى هستند که براى قفل شدن روى هدف به کار مى روند. گیرنده هاى بمب هدایت شونده لیزرى از آرایه اى از فوتودیودها (نیمه هادى هایى که با دریافت نور فعال مى شوند) استفاده مى کنند تا پیام هاى مکانى هدف را پیدا کنند. این پیام ها به حرکت هاى سطحى برگردانده مى شوند تا سلاح را درست به سمت هدف سوق دهند. یک آشکارساز هوابرد مى تواند از طریق میدان دید وسیعى که در اختیار دارد اطلاعات مربوط به هدایت را در اختیار خلبان قرار دهد و آن را مستقیمن روى هدف متمرکز کند و سرانجام به جنگ افزار مربوطه که در اختیار دارد، یک هدف نقطه اى را نشان دهد.
پس از این مرحله، موشک یا بمب هوشمند لیزرى مى تواند در زمانى شلیک شود که خلبان از قفل بودن آشکارساز روى هدف اطمینان داشته و سلسله مراتب مربوط به باز شدن محفظه جنگ افزار به نحو قابل قبولى انجام شده باشد. در هر یک از این مراحل خلبان هرگز هدف واقعى را نمى بیند و فقط نقطه اى را مشاهده مى کند که به وسیله لیزر، نشانگر موقعیت هدف است. سامانه هاى تجسسى و نمایش دهنده لیزرى از یک روش رمزگذارى پالسى استفاده مى کنند تا مطمئن شوند که یک پویشگر و یک نمایش دهنده ویژه در یک حالت هماهنگ با یکدیگر در حال کارند. هم رمز کردن این دو مجموعه باعث مى شود سامانه پویشگر تنها روى هدفى که دستگاه نمایش دهنده معلوم مى کند قفل شود.
رمزگذارى پالسى بر پایه فرکانس تکرار پالس (PRF) صورت مى گیرد. رمز مى تواند بسته به تجهیزات لیزرى که در اختیار است، سه یا چهار رقمى انتخاب شود. رمزگذارى به جنگنده یا هر وسیله جنگى هوایى این امکان را مى دهد که به طور همزمان یک هدف چندگانه و پیچیده را هدف قرار دهد ضمن آنکه از عملیات ضدالکترونیک دشمن مصون بماند.
در این حالت جنگ افزارهاى هدایت شونده لیزرى روى رمزهاى مختلف متمرکز مى شوند. این روش تا زمانى از اطمینان بالایى برخوردار است که چندین هدف با موقعیت برتر نسبت به نیروهاى خودى ضرورتن بمباران شوند. این روش همواره با هدایت واحدهاى پشتیبان مى تواند به صورت همزمان طراحى و نمایش داده شود و آخرین وضعیت آن اعلام شود. سامانه هاى لیزرى هدایت آتش عبارتند از: مسافت سنج هاى لیزرى (LRF) و نمایشگرهاى لیزرى. این سامانه هاى لیزرى مى توانند براى انسان بسیار خطرناک تر از سامانه هاى آموزشى نظیر MILES و سامانه هاى شبیه ساز لیزرى باشند که براى دفاع در درگیرى هاى هوا به زمین استفاده مى شود.

در نتیجه لیزرهاى هدایت آتش نیاز به سنجش دارند تا در نتیجه نگاه مستقیم به پالس ها و پرتوهاى آن به عوارض دائمى همچون کورى منجر نشود. LGB  یا بمب هاى هوشمند لیزرى نوشداروى تمام داستان ها و اهداف جنگى نیستند؛ بلکه به گونه اى پیشرفت کرده اند که بازیگر انواع دیگرى از جنگ افزارهاى سقوط آزاد هستند که در زاغه هاى مخفى نگهدارى مى شوند.

در یک دید وسیع تر، LGB ها در هدف قرار دادن مخفیگاه ها در وضعیتى با ارتفاع متوسط از قدرت اجرایى فوق العاده اى برخوردارند، قدرت مخفى شدن سریع و اغراق آمیز باعث افزایش قدرت تحرک و قابلیت پروازى LGB شده است. معمولاً شلیک در ارتفاع میانى، مشکلات یافتن هدف را کاهش مى دهد و به سایت هاى طراحى هوایى یا زمینى اجازه مى دهد که به راحتى آن را رهگیرى کنند. اگر سامانه هدایت لیزرى زودتر از موعد روشن شود یا برعکس به موقع روشن نشود، ممکن است LGB هدف را گم کند و به آن اصابت نکند.
طى عملیات، به محض روشن شدن انرژى لیزرى،LGB  آن را مشاهده و در همان زمان اقدام به شلیک از هواپیما یا هر وسیله حامل دیگرى مى کند و چون این عمل زودتر از موعد مناسب صورت گرفته، لذا بمب یا هدف را گم مى کند و به آن اصابت نمى کند و یا این که بخشى از آن را ویران مى سازد. براى رفع این مشکل، نمایشگر لیزرى باید در زمانى روشن شود که بمب به سمت هدف روانه شده و قصد ویران کردن آن را دارد. خلبان به طور یقین مى داند که زمان مناسب براى روشن کردن سامانه لیزر چه وقت است. شگردهاى پروازى تهاجمى _ تدافعى که از LGBهاى نوین امروزى بهره مى گیرند به خوبى کمترین مدت زمان مورد نیاز براى نمایش هدف را اعلام مى کنند تا سلاح تا رسیدن به هدف و ویران کردن آن هدایت شود. دود، گردوغبار و نخاله هاى معلق در هوا مى تواند روى کارکرد سلاح هاى هدایت شونده لیزرى اثر سوء داشته باشند.

تست سنسورهای LGB توسط پرسنل زمینی

پاشیدگى ناشى از بازتابش نور لیزر به وسیله ذرات دود مى تواند هدف هاى اشتباه را نمایش دهد. باران، برف، مه و ابرهاى رقیق نیز مى توانند استفاده موثر از سلاح هاى هدایت شونده لیزرى را تحت تاثیر قرار دهند. شتاب و تهور بیش از حد خلبان نیز مى تواند کاربرد نمایشگرهاى لیزرى را محدود سازد؛ زیرا خط دید را تحت تاثیر قرار مى دهد. برفى که زمین را مى پوشاند، نیز مى تواند روى دقت سلاح هدایت لیزرى تاثیر منفى داشته باشد. مه و ابرهاى رقیق میدان دید کاوشگر سلاح هدایت شونده لیزرى را سد مى کنند و مى توانند باعث کاهش زمان هدایت آن شوند. در واقع این کاهش میدان دید، احتمال برخورد سلاح به هدف را نیز پایین مى آورد. فناورى LGBها متشکل از سه نسل است که هر یک از آنها به نوعى حاصل تحول یا اصلاح سازوکار هدایت هستند. نسل اول عبارت است از گروهى از بمب هاى هدایت شونده لیزرى با بال هاى ثابت، نسل دوم با بال هاى جمع شونده و نسل سوم نمایشگرهاى نیروى هوایى براى بمب هاى هدایت شونده لیزرى کلاس هزار و دو هزار پوندى هستند. واحد هدایت کننده لیزرى به بخش جلویى بمب و یک بال در قسمت عقب آن متصل شده است. هر سه نسل با نمایشگرهاى رایج در ارتش، نیروى هوایى، نیروى دریایى و زیردریایى سازگارى دارند. نسل دوم و سوم داراى برنامه گزینشى رمز پیش از پرواز هستند.
عموماً نسل سوم LGBها را بمب هدایت شونده لیزرى سطح پائین مى نامند. زیرا این بمب به نحوى طراحى شده است که تحت شرایط نقطه اوج نسبتاً پایین، براى ارتفاع کم و برد زیاد مورد استفاده قرار گیرد. طى عملیات طوفان صحرا، بیشترین استفاده براى حمل بمب هاى هدایت شونده لیزرى و شلیک آنها به سمت اهداف مهم و اصلى به عمل آمد و توانمندى جنگ افزارهاى نیروى دریایى ایالات متحده براى هدایت LGBها کاملاً مفید و مقرون به صرفه بود، تا آنجا که یکصد و بیست A-E6 حدود ۵ درصد از تمام توان LGB ایالات متحده را در نخستین روز از عملیات طوفان صحرا به صف و روانه منطقه عملیاتى کردند.

بمب افکن A-6E

بعضى از سامانه هاى حسگر لیزرى در شرایط نامساعد جوى نظیر باد مخالف، باران، مه و حتى رطوبت دچار افت کارایى شدند. نمایشگرهاى LGB ، بمب را به دقت به سمت هدف هدایت و آن را با یک جرقه منفجر مى کنند؛ مانند سلسله مراتبى که در خلال عملیات طوفان صحرا از تلویزیون پخش مى شد. در واقع هر یک بمب به خوبى مى تواند روى یک هدف مستقل و بزرگ تاثیرگذار باشد و مسئولیتش را به نحو احسن و بسیار دقیق انجام دهد.

مشخصات بمب GBU24

ماموریت: پشتیبانی هوایی نزدیک، مقابله ی هوایی دقیق با ادوات زمینی، حمله ضد شناورهای دریایی
اهداف: ادوات زمینی متحرک، ادوات ثابت کوچک و بزرگ
محل خدمت: نیروهای دریایی و هوایی
وضعیت: عملیاتی (در سرویس)
اولین نمونهء قابل استفاده: 1983
روش هدایت پذیری: لیزری
برد: حدود 10 ناتیکال مایل
هزینه بهسازی: نامعلوم (سند محرمانهء نیروی دریایی)
کل هزینهء تولید: 138 / 729 میلیون دلار
کل هزینهء تمام شده: نامعلوم
هزینه احداث هر واحد تولید کننده بمب ها:  55 میلیون دلار
هزینه تجهیز هر یگان رزمی: نامعلوم
تعداد تحویل شده به نیروهای رزمی: 13114 فروند

استفاده کننده ها:
جنگنده های: A-6E و A-10 و F-14D و F-15 (تمامی مدلها) و F/A-18 (تمامی مدلها) و F-111
(شاید به دلیل سنگینی و حجیم بودن نوع GBU24، این بمب در اف117 مورد استفاده قرار نمی گیرد، زیرا اف117 مهمات خود را در درون محفظه های مخفی نگهداری می کند و حجیم بودن این بمب، مانعی برای نصب آن بر روی اف117 است)

ژاولین

ا

ف‌جی‌ام-۱۴۸ زوبین «انگلیسی:FGM-148 Javelin» یک موشک هدایت شونده ضد زره قابل حمل و شلیک توسط نفر پیاده ساخت ایالات متحده آمریکا است. این موشک اولین موشک ضد زره قابل حمل توسط نفر پیاده با قابلیت شلیک کن و فراموش کن است که توسط ارتش آمریکا مورد استفاده قرار گرفته‌است.[۱]

چکیده مشخصات و عملکرد موشک

موشک زوبین[۲] یک موشک با قابلیت شلیک کن و فراموش کن است که قبل از شلیک توسط کاربر (فرد شلیک کننده) به اصطلاح روی هدف قفل می‌کند و دارای سامانه هدف یابی خودکار است. این موشک دارای قابلیت حمله از بالا[۳] به هدف خود می‌باشد، بدین صورت که ابتدا موشک مسافتی را به سمت بالا طی می‌کند و سپس به قسمت بالای هدف شیرجه می‌رود. با توجه به اینکه معمولا زره بالای تانک از قسمتهای دیگر آن ضعیف تر است، حمله از بالا احتمال بالاتری برای از بین بردن تانک دارد. این موشک قابلیت حمله مستقیم جهت انهدام سنگر یا ساختمان و همچنین موقعیتهایی که امکان حمله از بالا وجود ندارد نظیر شلیک از داخل یک ساختمان را نیز دارد. این موشک همچنین قابلیت انهدام بالگردها را در حالت حمله مستقیم دارد.[۴] این موشک در حالت حمله از بالا حداکثر ۱۵۰ متر و در حالت حمله مستقیم ۵۰ متر از سطح زمین ارتفاع می‌گیرد.


زوبین مجهز به سامانه رهگیری هدف با روش پردازش تصویر فرو سرخ است. سرجنگی دو مرحله‌ای این موشک مجهز به دو خرج متمرکز است که اولی زره واکنشی انفجاری تانک را از بین می‌برد و دومی زره اصلی تانک را منهدم می‌سازد. موشک زوبین به طور گسترده‌ای در تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳ به کار رفت و باعث انهدام تعداد زیادی تانک تی-۷۲ و تیپ-۶۹ عراق شد. این موشک ابتدا توسط مکانیسم شلیک نرم از لوله پرتاب کننده به بیرون پرت می‌شود، سپس بعد از اینکه از پرتاب کننده فاصله مناسبی پیدا کرد، موتور راکت آن روشن می‌شود. این قابلیت باعث می‌شود تا شناسایی محل شلیک کننده توسط دشمن دشوار شود، همچنین امکان شلیک موشک از داخل ساختمان نیز فراهم گردد. با این وجود موج انفجاری که از پشت لوله پرتاب کننده خارج می‌شود برای افرادی که در نزدیکی آن هستند خطرناک است. با توجه به قابلیت شلیک کن و فراموش کن این موشک، افرادی که آن را شلیک کرده‌اند می‌توانند محل شلیک را به سرعت ترک کنند تا از سوی دشمن شناسایی نگردند. این موشک غالبا توسط دو نفر استفاده می‌شود که یکی شلیک کننده و دیگری حمل کننده مهمات است، اگر چه در موقعیت‌های اضطراری امکان حمل و شلیک آن توسط یک نفر نیز وجود دارد. زمانیکه که شلیک کننده مشغول هدفگیری و شلیک موشک است، حمل کننده مهمات در پی اهداف دیگر می‌گردد و همچنین مراقب خطرات احتمالی از سوی دشمن است.



نمایی از شلیک موشک

نکته متمایز کننده این موشک با سایر موشکهای ضد زره هدایت شونده به خصوص در سالهای طراحی و ساخت این موشک (۱۹۸۹-۱۹۹۶)، بهره گیری از فن آوری پردازش تصویر طیف نوری فرو سرخ جهت رهگیری هدف بود. بطوریکه این موشک قادر است پس از جدا شدن از پرتاب کننده[۵] تمام عملیات رهگیری هدف را به صورت خودکار و به طور مستقل انجام دهد.

بخشهای اصلی سامانه رهگیری هدف در این موشک به شرح زیر هستند:

  • حسگر نوری

حسگر نوری این موشک یک حسگر آرایه‌ای مستطیلی[۶] به ابعاد ۶۴ در ۶۴ واحد حس کننده نور فرو سرخ طول موج بلند[۷] است. این حسگر از نوع جیوه-کادمیم-تلوریم[۸] است.[۹] مجموعه حسگر در قسمت سر موشک داخل یک نیم کره شفاف نسبت به نور فرو سرخ قرار دارد. میزان نور دریافتی هر واحد حسگر متناسب با بار الکتریکی ذخیره شده در آن واحد می‌باشد. یک مدار الکترونیکی که در پشت مجموعه حسگر جاسازی شده‌است، وظیفه خواندن بار الکتریکی کلیه ۴۰۹۶ واحد نوری و تبدیل آن به یک سیگنال مناسب برای واحد پردازش کننده را به عهده دارد.

  • بخش خنک کننده حسگر

با توجه به اینکه حسگرهای جیوه-کادمیم-تلوریم برای عملکرد مناسب و دریافت سیگنال با اختشاش[۱۰] کم می‌بایست در دمای حدود ۷۷ درجه کلوین قرار بگیرند، از اینرو یک سامانه خنک کننده با استفاده از نیتروژن مایع تحت فشار در طول زمان پرواز موشک که بیشینه آن حدود ۹ ثانیه می‌باشد، وظیفه خنک کردن حسگر را به عهده دارد.

  • بخش ثابت نگهدارنده موقعیت حسگر

با توجه به اینکه می‌بایست همواره جهت دید حسگر رو به هدف باشد، سامانه ثابت نگهدارنده موقعیت، حسگر را طوری در داخل محفظه نگاه می‌دارد که تکان‌های موشک و حرکات ناگهانی آن دید حسگر را مختل نکند. این سامانه از یک جیمبال[۱۱]، شتاب سنج ها[۱۲]، جایروسکوپ جرمی چرخشی[۱۳] و موتورهایی برای تصحیح موقعیت حسگر، تشکیل شده‌است. این سامانه را می‌توان به طور کلی یک خلبان خودکار[۱۴] نامید.

  • بخش کنترل رهگیری

این قسمت دارای یک پردازشگر سیگنال دیجیتال[۱۵] می‌باشد که با الگوریتم‌های پردازش تصویر، محل هدفی را که قبل از شلیک توسط کاربر معین شده‌است، از روی تصویر دریافتی از حسگر نور فرو سرخ تشخیص می‌دهد و فرمان لازم را به قسمت کنترل جهت حرکت موشک صادر می‌کند تا جهت حرکت موشک همواره رو به هدف از پیش معین شده بماند. این الگوریتم‌های پردازش تصویر شامل تشخیص الگو[۱۶] و برخی الگوریتم‌های دیگر می‌باشد. ضمنا این بخش، حرکت موشک را بسته به اینکه حالت حمله از بالا یا حمله مستقیم انتخاب شده باشد، تنظیم می‌کند.