به انها فدایی مطلق نیز گفته میشده.این اسم به این خاطر به اینها نسبت داده میشده چون شغل اغلب کسانی که در الموت زندگی میکردند داروسازی بوده.و لغت حشاش در معنی اصلی داروساز میشود.و این افسانه که این فداییون از حشیش استفاده میکردند در چندین کتاب معتبر و مقاله رد شده.فداییون مطلق برای دیدن تمرینات نظامیه پیشرفته به قلعه ای در طبس فرستاده میشدند و در زمان ورود انها مجبور بودند که اخته شوند و اگر اجازه نمیدادند که اخته شوند انها را میکشتند.چون راهه ورودی قلعه پنهانی بوده و برای اینکه محل ورود قلعه را کسی نفهمد مجبور به این کار میشدند.حشاشین بعد از اینکه اخته میشدند و بعد از دوران بهبودی تمرینات نظامیه خود را زیر نظر شیرزاد قهستانی فرمانده قلعه که از یارانه خیلی نزدیکه حسن صباح بوده شروع میکردند اموزشهایی که حشاشین میدیدند تمرینه جنگهای چریکی .ترور و ستاره شناسی وهنر تغییر چهره بوده.حشاشین به این خاطر که اخته میشدند و هورمونهای مردانه نداشتند موهای صورت و بدنشان خیلی کم میشده و صدای انها نازک میشده.و انها در اغلب ترورهایی که انجام میدادند تغییر چهره میدادند و خود را به صورت پیرزن یا زن در میاوردند وزمانی که به هدف خود میرسیدند با ضربه خنجر خود که به ان حجت پنهان میگفتند هدف را از پا درمیاوردند.انها قبل از عملیات به این خاطر که گیر نیوفتند و اسراری که دارند حفظ بشود و نتوانند انها را شکنجه کنند از جوهر تریاک استفاده میکردند جور تریاک مانند سیانور است ولی کمی دیرتر عمل میکند و حدود نیم ساعت طول میکشیده تا شخص مورد نظر بمیرد.حشاشیون از نزدیکترین یارانه حسن صباح و یکی از پایه های قدرت حسن صباح بودند.وحسن صباح را امام خود میدانستند.
حشاشین تا ساله 529 هجری که حسن صباح خود را به عنوان امام موعود معرفی کرد و فرمان قیامت القیامه راصادر میکند فقط اموزش میدیدند و دوره کار حشاشین بعد از کشته شدن شرف الدین طوسی که متولی مدرسه نظامیه ی نیشابور و از یارانه حسن صباح بود شروع شد حسن صباح با کمکه حشاشین و یارانش یکی از قدرتهای ایران میشود.و با قدرتی که پیدا میکند بر ضد اعراب شروع به مبارزه میکند.
حسن صباح قدرتی پیدا میکند که حتی پادشاهان ایران را به خواسته خود تغییر میداده
کیش حسن صباح اسماعیلی بوده به انها باطنی هم گفته میشود دشمنانشان انها را ملاحده خطاب میکردند

با سپاس فراوان از استاد مهرپویا توانگر